رفته بودیم آتلیه
سلام خوشگل من جینگلی من.دیروز منو شما و بابایی با هم رفتیم آتلیه خانه هنر .یه عکس خانوادگی انداختیم به مناسبت تولد شما که ایشالا تا ٢٦ام اماده میشه.چندتا هم عکس تکی از شما.موقع گرفتن عکس خانوادگی هرچی خانم عکاسه خودشو به در و دیوار کوبید شما یه لبخندم نزدی چه برسه بخندی.جاش منو بابایی گفتیم بخندیم جبران شه بعد از اون هم تکی ازت عکس انداخت.اونموقع میخندیدی اما وای نمیستادی سرجات شیطونیت گل انداخته بود وروجک من.من که منتظر عکساتم زودی حاضر شه.امروزم ناهار میریم پیش خاله ها خونه پدرجون.شاید چند روز هم موندیم نمیدونم حالا تا بینم برنامه سفرمون چه میشه. ...








