رومینا عسل منرومینا عسل من، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

دخمل دوست داشتنی مامان و بابا

بدون عنوان

ما چند روز نخواهیم بود خانه پدرجان(بابای مامانی)لنگر می اندازیم طبق معمول کلاس داشته بیدیم !!!!برگشتیم مفصل از وقایع اتفاقیه و شیطنتهای رومینا گلی می نویسیم دوستتان داریم
5 اسفند 1390

بدون عنوان

اغا جون(بابای بابایی) وپدرجون مادرجون(بابامامان مامانی) واسه رومینا اگه گفتید چی گرفتن؟   این لباس خوشگلو چند روز پیش آغاجون رومینا(بابای بابایی) واسش گرفته   مرسی آغا جون و این شلوار ناز از طرف پدرجون مادر جون رومینا(بابا مامان خودم) ست مرسی دستتون درد نکنه کاش من جای رومینا بودم هر کی میره هرجا واسه فندقی من چیزی میخره دست همگی درد نکنه ...
4 اسفند 1390

آخه چرا نمیخوابی دخترکم

الان ساعت ١:٠٧بامداد روز٥شنبه٤بهمنه.تلاش من واسه خوابوندن رومینا به جایی نرسید و تصمیم گرفتیم به امر عکاسی از وروجکمون و ثبت وقایع اتفاقیه بپردازیم البته در کنارش اهنگای شادی چون ملودی هم گوش میدادیم اگه دوست دارید رومینای شب بیدار رو ببینید برید ادامه مطلب ------------------------ اصلاح میکنم 4اسفنده هیچکسی هم نفهمید جز مامان رهام جوون.ولی خب بذاریم همینجوری بمونه خاطره ایست از یک مامان گیجوخواب آلود شما بگید این قیافه میخوره که خوابش بیاد     ما که حالا حالاها بیداریم شما دوستان خوب بخوابید ...
4 اسفند 1390

بدون عنوان

عزیز دل مامان.عمه صدی از اصفهان واست لباس و شلوار و جوراب خریده عکسشو بعدا واست میذارم فعلا عجله دارم باید برم وسایلتو جمع کنم بریم خونه پدر جون .چون مامان عصر کلاس داره ------------------------------------------- اینم عکسی که قرار بود بذارم مرسی عمه جووووووووون عکس آتلیه هم 7-8 روز دیگه آماده میشه که میذارم حتما ...
2 اسفند 1390

آتلیه رفتن رومینا

عزیز مامان امروز عصر(شنبه٢٩/١١/٩٠)با بابایی رفتیم آتلیه اما شما بدخلقی کردی هرکاری منوبابایی و آقای عکاس کردم که کمی لبخند بزنی عکست خوشگلتر شه نشد که نشد .اما به محض اینکه از آتلیه اومدیم  بیرون که راجع به سایز و تعداد عکسا صحبت کنیم چنان واسمون میخندیدیو صدا میدادی که موندیم این همون رومینای چند دقیقه قبل بود؟؟؟!!!!.قیافه من بابایی اینجوری بود ١٠روز دیگه عکست حاضر میشه.بیصبرانه منتظر اون روزم ...
30 بهمن 1390

ورود به 6 ماهگی

      ٥ماهگیت مبارک فندق من                   نگاهت را قاب مي گيرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگي مي بخشد.   روزی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستی زمانی خواهد رسید که آرامش بخش روح و روان کسی هستی  که با بودن تو دنیا برایش زیباتر است بهانه زندگیم ٥ ماهگیت مبارک           این عکسا رو امروز جمعه٢٨/١١/٩٠ ازت انداخت...
29 بهمن 1390

5ماهگیت مبارک فندقی

الان چون عجله دارم دارم تند تند مینویسم اومدم که بگم فندقی من 5 ماهگیت مبارک ایشالا 120 ساله شی و همیشه سالم و لبت خندون.نفس من خیلی خیلی خیلی دوست دارم بعدا که از خونه پدر جون برگشتم مفصل واست مینویسم عاشقتم فندقی من
26 بهمن 1390